close
چت روم
ماجرای خواندنی ازدواج شیلا خداداد با دکتر فرزین +عکس
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ضد دختر | anti girls

شما چطور باهم آشنا شدید و چه شد به این نتیجه رسیدید که می توانید زندگی مشترک داشته باشید؟ من رفتم مطب دکتر وگفتم آقای دکتر،بینی من خیلی خوشگل است.لطفا اصرار نکنیدکه عمل کنم!دکترهم اصرارکردکه توحتما باید بینی ات را عمل کنی!من هم گفتم حالا چون شما اصرار داری،قبول بینی ام را عمل کن!…

قوانین سایت

www.zede2khtar.rozblog.com

تمامی مطالب این سایت جنبه طنز دارند


و برای سرگرمی هموطنان گرامی


گذاشته شده اند


هرگونه بحث سیاسی و توهین به دیگران


در این سایت ممنوع میباشد

www.zede2khtar.rozblog.com

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
آیکن های متحرک دخترانه 8 1119 hosein
تجاوز ۴ نوجوان به دختر دانشجو در خوابگاه 1 1786 hosein
عکس های جدید نیکی کریمی در تمرینات تیم راه اهن 8 1961 reza1380
ضد دختر (بهترین روش برای شکنجه کردن دختر) 2 6182 mahdi_hosseini2013
خر کیف (سر خر) 1 1239 ghazale
عکس باحجاب و بی حجاب بازیگران زن سینمای ایران 5 3272 ghazale
کاریکاتور هنرمندان 24 796 1920
تنها سوالی که گوگل نمیتونه جواب بده!!! 1 1509 1920
عجیب ترین اندام دنیا را این دختر ۱۹ساله دارد +عکس 1 3956 didi
رابطه جنسی زوج جوان مقابل چشم مردم! (+تصاویر) 4 4539 didi
ضد ویروس سوفوز ناامن اعلام شد/ مراقب کمپانی خود باشید 0 492 seyedrezabazyar
تحقیق درمورد سیر تکامل ابزارهای پردازش داده 0 2444 seyedrezabazyar
هفت درخواست وحشتناک از طراحان و برنامه نویسان وب 0 579 seyedrezabazyar
اسلحه های جنگی در ابعاد کوچک(کارهای هنری) 2 528 seyedrezabazyar
چگونه با توقعات غیر منطقی در ازدواج مقابله کنید 0 482 seyedrezabazyar
با اين مردان ازدواج نكنيد! 0 1022 seyedrezabazyar
7علت اشتباه در انتخاب همسر 0 796 seyedrezabazyar
چرا دختران به خوش‌ صحبتی تمایل دارند و پسران به بی‌ حوصلگی؟! 0 786 seyedrezabazyar
تآثیر فسفر سفید روی بدن یک دختربچه+عکس (صهیونسیت ها در بمباران علیه فلسطینی ها) 0 643 seyedrezabazyar
تغییر اندازه ایکون های دسکتاپ در ویندوز ویستا و 7 0 449 seyedrezabazyar
صلوات برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) 9 580 seyedrezabazyar
دانلود آخرین نسخه نرم افزارهای مورد نیاز شما فقط با یک کلیک (r2du list programmes) 0 686 seyedrezabazyar
هزاران اس ام اس عاشقانه 681 3650 seyedrezabazyar
اعتراض کره‌ای‌ها به گوگل مپ ( google map ) 0 504 seyedrezabazyar
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود،ازش پرسید... 0 1246 seyedrezabazyar
لحظه دستگیری بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران توسط گشت ارشاد+عکس 0 1522 seyedrezabazyar
این خانم کمر باریک ترین اندام جهان را دارد + عکس 0 1417 seyedrezabazyar
چند روش برای جلوگیری از ترس دختران (آخر طنز) 0 1048 seyedrezabazyar
دردسر چند شوهری بانوی اول فرانسه!!+عکس 0 1100 seyedrezabazyar
پرطرفدارترین دختر و پدر در اینترنت + تصاویر 9 1123 seyedrezabazyar

ماجرای خواندنی ازدواج شیلا خداداد با دکتر فرزین +عکس

شما چطور باهم آشنا شدید و چه شد به این نتیجه رسیدید که می توانید زندگی مشترک داشته باشید؟
من رفتم مطب دکتر وگفتم آقای دکتر،بینی من خیلی خوشگل است.لطفا اصرار نکنیدکه عمل کنم!دکترهم اصرارکردکه توحتما باید بینی ات را عمل کنی!من هم گفتم حالا چون شما اصرار داری،قبول بینی ام را عمل کن! (می خندد)

*پس شما سراغ ایشان رفتید،نه ایشان سراغ شما؟!
نهایشان پیش من آمدند که بینی شان راعمل کنند! دکتر پیش من آمدند و گفتند نظرت درباره بینی من چیه؟! (می خندد) اما خارج از شوخی من ازچندتا از همکاران بازیگرم والبته یکی،دوتا ازدوستانم شنیده بودم که کار ایشان خیلی خوب است.من خیلی روی جراحی بینی حساسیت داشتم واصلا دلم نمی خواست قیافه ام عوض شود.سال ها بود که دکتر می رفتم اما دلم راضی نمی شد که عمل کنم. اما بالاخره با تعاریفی که از کار دکتر شنیده بودم، پیش ایشان رفتم و قبول کردم که بینی ام را عمل کنم.گویا قسمت این بودکه فرزین بینی من را عمل کند و ما از طریق این جراحی ، باهم آشنا شویم و ازدواج کنیم.

دکترسرکارات:  بعداز اینکه بینی اش را عمل کردم ودیدم خیلی خوب شده؛گفتم خودم با ایشان ازدواج کنم!(می خندد) به هرحال ایشان به واسطه همین جراحی به مطب من رفت و آمد داشتند. طی همین رفت و آمدها متوجه شدیم که اشتراکاتی داریم، به همین دلیل معاشرت هایمان را بیشتر کردیم تا بیشتر آشنا شویم. بعد از مدت کوتاهی هم به دلیل اینکه هیچکدام مان به معاشرت های طولانی و آشنایی های کشدار معتقد نبودیم،تصمیم به ازدواج گرفتیم.از طرف دیگر خانواده هایمان خیلی به لحاظ خاستگاه فرهنگی شبیه هم بودند و همین مارابه اینکه زندگی مشترک تشکیل بدهیم، تشویق می کرد.بنابراین خیلی زود بانظر موافق مادونفر و خانواده هایمان،ازدواج کردیم.

 

شیلا خداداد و فرزین سرکارات


*هرجفت شما دنبال ازدواج بودید،ولی منتظر فرصت مناسب می گشتید یا به هرحال بخشی به قضا و قدر و قسمت برمی گردد؟
واقعا اصل ازدواج،قسمت است.هیچکدام از ما دونفر،لزوما وحتما دنبال این نبودیم که صرفا ازدواج کنیم.من هرگز فکر نمی کردم که با آدمی شوم و چندماه بعد نامش به عنوان همسر در شناسنامه ام باشد.همیشه فکر می کردم که برای ازدواج باید بیشتر بشناسم،بیشتر رفت و آمد و سبک و سنگین کنم،اما الان نظرم عوض شده،معتقدم ارتباطات طولانی مدت خیلی هم برای ازدواج مناسب نیستبایدبگذاری که پیش بیایدو وقتی مورد مناسبی پیدا شد،باتوکل به خدا زندگی ات را شروع کنی.

*
هردوی شما زمانی که باهم آشناشدید،جایگاه اجتماعی شناخته شده ای داشتید،دکترسرکارات درزمینه کاری خودش،پزشک حاذق و معروفی بودوشیلا خداداد هم بازیگرشناخته شده،سنخیت وهماهنگی زمینه هایی هم که درآن معروف بودید،بایکدیگرخیلی سخت به نظر می رسد.چطورباهم در این زمینه به تفاهم رسیدید؟
من از زمانی که ازدواج کردم،دیگر کار نکردم.کوچک ترین تحمیل نطری از طرف فرزین به من صورت نگرفته است.همین جا هم بگویم که این به خواست قلبی خودم بوده نه اینکه همسرم من را محدود کرده باشد،اصلا اینطور نیست.اصلا من خودم دلم خواست که کار نکنم.نه جزوشرط وشروط عقدنامه مان بوده و نه حتی در این زمینه کوچک ترین تحمیل نطری از طرف فرزین به من صورت گرفته.من همیشه می گفتم که وقتی ازدواج کنم،کار نمی کنم مخصوصا در سال های اول زندگی ام چون معتقدم بهتر است بیشتر به روابط شخصی باهمسرم بپردازم و پایه های زندگی مشترکمان را محکم تر کنم.من هم ترجیحم این بود که کار نکنم تابتوانم زندگی زناشویی ام را سامان بدهم.از طرف دیگر فرزین هم بامن کنارآمد.به هرحال هنرمندان روحیه های حساس تری به نسبت بقیه آدم ها دارند و اصلا به دکترها شبیه نیستند!تا امروز هم با روحیات و اخلاق من کنار آمده.زندگی ما زندگی یک پزشک و یک هنرپیشه نیست.درخانه،ما دوتا آدمیم که می خواهیم در کنار هم با خوبی و خوشی زندگی کنیم.

*
فضا و زمان کاری دکتر،کمی سخت نیست؟ایشان بایدهمیشه گوش به زنگ بیمارستان باشندواحتمالابارها پیش آمده که نصف شب مجبورشوندبه بیمارستان بروندوخودشان را به یک عمل جراحی فوری برسانند.
به هرحال نمی توانم بگویم سخت نیست.فرزین،۶،۷ صبح از خانه بیرون می رودچون هم دردانشگاه تدریس می کندوهم در مطب و بیمارستان مشغول است.وقتی به خانه می رسد،ساعت ۱۰ شب است. کمی سخت است که شوهرت را اینقدر کم ببینی،اما شغل فرزین به گونه ای است که باید تمام این شرایط را پذیرفت.او پزشک است و باجان آدم ها سروکار دارد.اصلا من دلم نمی آید که بگویم به خانه بیا و اینقدر کارنکن.در حقیقت دیرآمدن یا نیامدن اصلا محلی از اعراب نداردوقتی پای سلامتی یک آدم در میان است.من از روز اول این شرایط را می دانستم.خانواده ام هم به من در این مورد کامل توضیح داده بودند.من این شرایط را پذیرفتم و وارد زندگی شدم.

 

شیلا خداداد و فرزین سرکارات

 



فرزین سرکارات: درمورد ازدواج باید بدانیم که هیچ وقت همه شرایط،دقیقا آن چیزهایی نیست که ما می خواهیم.لزوما همه شرایط ایده آل نیست.ولی مهم این است که بتوانی خوبی ها و نکات مثبت طرف مقابلت را آنقدر بزرگ و خوب ببینی که از کنار نکاتی که مقبولت نیست،رد شوی. به هرحال اشکالاتی به واسطه شرایط و نوع کار و نوع فضا در هررابطه ای وجود دارد،مهم این است که بتوانی همان اشکالات را با نقاط قوت بسنجی و بدانی که کفه نقاط قوت همیشه سنگین تر است.

شیلا هم کار خیلی خیلی بزرگی کرد که برای استحکام در زندگی مان تصمیم گرفت سرکارنرود،آن هم درزمانی که درمسیر پیشرفت روزافزون قرارداشت.به هرحال ترجیح و تصمیم شیلا این بود که به جای کار،به خانواده اش بپردازد.باید نکات مثبتی وجود داشته باشد که گرفتن چنین تصمیمی را راحت تر کند.

*
مهمترین نقطه مثبتی که در یکدیگر سراغ دارید،چیست؟
فرزین خیلی ریلکس است (می خندد).طبیعتا اوبه واسطه شغلش با مشکلات خیلی خیلی بزرگی در زندگی ومردم سروکار دارد،به هیمن دلیل مشکلات کوچک تر را خیلی راحت هضم می کند و همیشه خیلی ریلکس است.همین حس،به من آرامش می دهدواین خیلی خوب است. من این آرامش را هیچ وقت نداشتم و ندارم.من نمی گویم زندگی مامشکلی ندارد،هررابطه ای به هرحال در مقاطعی دچار مشکل می شود.دوتاخواهر و برادر هم که سال ها زیر یک سقف زندگی کرده اند،جایی باهم اختلاف نظر پیدا می کنند؛ماهم ازاین اختلاف نظرها داشته ایم.مخصوصااوایل ازدواجمان به هرحال زود ازدواج کرده بودیم وطبیعتا باروحیات همدیگر به طور کامل آشنا نبودیم.خدا را شکر هرچه جلوترمی رویم اخلاق هایمان بیشتر شبیه هم می شود و راحت تر در کنار هم زندگی می کنیم.

سرکارات: ولی از نظرمن ما هیچ مشکلی نداشتیم،چون من خیلی ریلکسم(می خندد).درشیلا مهمترین خصیصه،مهربانی است.مهربانی شیلا نیاز به کشف ندارد،آنقدر که زیاد و پررنگ است.

*
به پدر ومادرشدن فکر می کنید؟
شیلاخداداد: خودم را که فعلا نمی دانم؛اما فکرمی کنم بچه ها فرزین را خیلی دوست دارند.

*
فرزند پسربیشتر دوست داریدیا دختر؟
شیلاخداداد: واقعا هیچ فرقی نمی کند. واقعا از خدا می خواهم که اگربه ما فرزندی هدیه می کند،سالم باشد.سالم باشد و خوشگل.

فرزین سرکارات: ماقرار گذاشته ایم فرزندمان قیافه اش به مادرش برود و اخلاقش به من.(می خندد)

*خانم خداداد،طبق شناختی که ما شما داریم،می دانیم که خیلی کارتان را دوست داشتید از طرف دیگر خیلی علاقه داشتید که وارد زندگی متاهلی شوید. تاهل را بیشتر دوست داشتیدیا بازیگری را؟

 

شیلاخداداد
 

من واقعا بازیگری را دوست داشتم که دنبالش رفتم.ولی زندگی با فرزین را به هرچیزی ترجیح می دهم.من هنوز همام را بازیگری را خیلی دوست دارم وگاهی دلم برای بازی کردن تنگ می شود.ولی زندگی زناشویی خیلی بیشتر دوست دارم.ترجیحم زندگی با فرزین است نه به این معنا که او گفته باید بین او و بازیگری،یکی را انتخاب کنم. نه؛همه بازیگرها می دانند وقتی که بازیگری با فردی غیربازیگر ازدواج می کند،زندگی خیلی سخت خواهدبود اگر بخواهی کارت راهم ادامه بدهی. بنابراین فرزین و در مرحله بعد،خانواده بزرگترما برای من مهمتراز کارم است.

*رابطه با خانواده همسرتان چطوراست؟
شیلاخداداد: خداراشکر که رابطه خیلی خوبی داریم.هم من آنهارا خیلی دوست دارم و هم آنها من رااز طرف دیگر هردو خانواده هم رابطه خیلی خوبی باهم دارند.فرزین خانواده خیلی خوبی دارد و من واقعا در کنار آنها احساس راحتی می کنم.

*
پس این حرف هایی که درباره مادرشوهر و مادرزن می گویند،شایعه است؟
شیلا خداداد: درباره ما که یک افسانه است!اصلا نه خواهرشوهرم و نه مادرشوهرم و نه حرف هایی که درباره سختگیری شان زده می شود. درباره من صدق نمی کند.فرزین هم که نه برادرزن دارد و نه خواهر زن.

فرزین سرکارات: من و شیلا هردو یکی یکدانه ایم!البته من دوتا خواهر دارم و تک پسرم و شیلا هم که کلا همین یکی یک دانه است.

*
خانم خداداد،شما در اوقات فراغت تان چه کارهایی می کنید؟
من درمیان اطرافیانم به این معروفم که تندتند کتاب می خوانم.دائم در حال خواندن رمان هستم و خیلی به ادبیات داستانی علاقه دارم. در حوزه های دیگر مطالعه می کنم.البته علاوه برکتاب خواندن،تلویزیون هم زیاد می بینم که البته کارخیلی خوبی نیست.به هرحال علاقه های شخصی وجود دارد که من در زمان بازیگری ام وقت نمی کردم به آنها رسیدگی کنم.

*
شماالان یک خانم خانه دارهستید،چقدربه خانه داری و مقولات آن علاقه دارید و به این فضاها عادت کرده اید؟
(می خندد) من خیلی خانم خانه داری نیستم.خیلی هم علاقه ای به کارهای خانه ندارم.اماتلاش می کنم که یکسری کارها را خودم انجام دهم.مثلا سعی می کنم خودم آشپزی کنم تا غذای سالم داشته باشم. اصلا دوست ندارم از بیرون غذا بگیرم. متاسفانه هیچ وقت کار نظافت و…. انجام نداده ام و استعدادی ندارم و انجام نمی دهم.

 

خبر نو به نقل از نشریه نسل امروز

بازدید : 225 تاریخ : جمعه 08 / 09 / 1392 زمان : 23:24 نویسنده : ضد دختر نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 479
  • کل نظرات : 234
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 349
  • آی پی امروز : 97
  • آی پی دیروز : 109
  • بازدید امروز : 304
  • باردید دیروز : 291
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 1,179
  • بازدید ماه : 7,990
  • بازدید سال : 44,204
  • بازدید کلی : 781,928
  • مطالب
    کدهای اختصاصی

    ,ضددختر,ضد دختر